۱۱ شهریور ۱۴۰۵، ۱۸:۰۸

رسانه نباید در روایت ضعف متوقف شود

رسانه نباید در روایت ضعف متوقف شود

محمدرضا حاجی جباری، فعال رسانه در یادداشتی به اهمیت نقش روایت در بررسی ابعاد مختلف یک پدیده مهم اشاره کرده است.

یادداشت مهمان- محمدرضا حاجی جباری، فعال رسانه؛ در پیام اخیر رهبر انقلاب به مناسبت هفته دولت، در کنار توصیه‌هایی درباره عملکرد دولت، بر این نکته تأکید شده است که ضعف و کمبود، بیش از آنکه نیازمند برجسته‌سازی باشد، نیازمند برنامه‌ریزی و اقدام برای حل شدن است. این توصیه که خطاب به مسئولان اجرایی مطرح شده، یک پرسش مهم را نیز پیش روی رسانه‌ها قرار می‌دهد: رسانه در مواجهه با ضعف‌ها و کاستی‌های واقعی، چه باید بکند؟

مسئله رسانه در مواجهه با ضعف‌ها، انتخاب میان گفتن و نگفتن نیست؛ مسئله، نقشی است که رسانه می‌تواند در مواجهه با آنها و مسیر حلشان ایفا کند. هیچ جامعه‌ای بدون ضعف، نقص و کمبود نیست و رسانه نیز نمی‌تواند با نادیده گرفتن مسائل واقعی، تصویری غیرواقعی از جامعه ارائه کند. چنین رویکردی نه‌تنها با اصول حرفه‌ای رسانه سازگار نیست، بلکه در بلندمدت می‌تواند به اعتماد مخاطب آسیب بزند. از سوی دیگر، تکرار و برجسته‌سازی مداوم ضعف‌ها نیز الزاماً به آگاهی عمومی یا اصلاح امور منجر نمی‌شود و می‌تواند احساس ناتوانی، نگرانی و سردرگمی ایجاد کند. بنابراین، وظیفه رسانه را نمی‌توان صرفاً در بازنمایی ضعف‌ها خلاصه کرد؛ رسانه باید حل رسانه‌ای مسئله را پیگیری کند و چارچوب‌سازی رسانه‌ای می‌تواند سازوکار این پیگیری باشد.

نحوه روایت یک ضعف، در چگونگی فهم آن از سوی مخاطب نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. نظریه چارچوب‌سازی (Framing) نیز بر همین اساس، رسانه را صرفاً آینه واقعیت نمی‌داند؛ بلکه معتقد است رسانه با انتخاب برخی وجوه واقعیت و به حاشیه راندن وجوه دیگر، معنای خاصی از یک رویداد یا مسئله می‌سازد. رابرت انتمن نیز چارچوب‌سازی را انتخاب وجوهی از واقعیت می‌داند که در کنار یکدیگر، روایتی منسجم از «مشکل، علل آن، مضامین اخلاقی و راه‌های برطرف کردنش» شکل می‌دهند. بنابراین، رسانه حتی هنگامی که یک ضعف واقعی را گزارش می‌کند، با نحوه روایت خود تعیین می‌کند که مخاطب آن را چگونه بفهمد. از این منظر، تفاوت مهمی میان «روایت ضعف» و «روایت مسئله» وجود دارد. برای مثال، رسانه می‌تواند صرفاً از قطع مکرر برق منازل و صنایع بگوید و با تکرار تصاویر خاموشی، دامنه و شدت این وضعیت را برجسته کند.

در اینجا نقش رسانه البته با نقش دستگاه اجرایی یکسان نیست. دولت و دستگاه مسئول باید برای رفع مشکل برنامه‌ریزی و اقدام کنند؛ اما رسانه می‌تواند با طرح مسئله، مطالبه پاسخ، پیگیری وعده‌ها و برنامه‌ها و بازگشت مداوم به موضوع تا رسیدن به نتیجه، فرآیند حل مسئله را به بخشی از دستور کار خود تبدیل کند. در واقع رویکرد مسئله‌محور، در کنار گزارش خاموشی، می‌پرسد علت این ناترازی چیست، چه دستگاه‌هایی در قبال آن مسئول‌اند، چه برنامه‌ای برای افزایش ظرفیت تولید یا مدیریت مصرف وجود دارد، این برنامه در چه مرحله‌ای است و چه میزان از اهداف آن محقق شده است. در این صورت، رسانه ضعف موجود را پنهان نکرده، بلکه آن را در چارچوب یک مسئله عمومیِ قابل پیگیری و حل روایت کرده است.

رسانه حرفه‌ای قرار نیست ضعف‌ها را پنهان کند و قرار هم نیست روایت خود را در ضعف‌ها متوقف کند. کار رسانه آن است که ضعف را ببیند، آن را دقیق و مسئولانه به مسئله تبدیل کند، برای آن مطالبه ایجاد کند و تا رسیدن به نتیجه، مسیر حل آن را پی بگیرد. در چنین روایتی، امید نه محصول چشم‌پوشی از واقعیت، بلکه حاصل دیدن امکان تغییر در دل واقعیت است. بنابراین، شاید بتوان پیام اصلی این توصیه را در یک جمله خلاصه کرد: رسانه نباید در روایت ضعف متوقف شود؛ باید روایت را تا مطالبه و حل مسئله ادامه دهد.

کد مطلب 6935780

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha